شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.
انجمن تخصصی شهرسازی ایران
طراحي پايدار در فضاي سبز شهري اصفهان در دوران صفويه و تخريب آن در دوران معاصر - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن تخصصی شهرسازی ایران (http://anjoman.urbanity.ir)
+-- انجمن: بخش دریافت فایل ( اعضای سایت ) (/Forum-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA)
+--- انجمن: دانلود مقالات شهرسازی (/Forum-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C)
+--- موضوع: طراحي پايدار در فضاي سبز شهري اصفهان در دوران صفويه و تخريب آن در دوران معاصر (/Thread-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%8A-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B6%D8%A7%D9%8A-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%8A-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%81%D9%88%D9%8A%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%D9%8A%D8%A8-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1)



طراحي پايدار در فضاي سبز شهري اصفهان در دوران صفويه و تخريب آن در دوران معاصر - sharare36 - ۱۶-۳-۱۳۸۹ ۱۱:۱۲ صبح

طراحي پايدار در فضاي سبز شهري اصفهان در دوران صفويه و تخريب آن در دوران معاصر
مهدي حقيقت بين/ دانشجوي دکتري پژوهش هنر دانشگاه تربيت مدرسmhaghighatbin@yahoo.com

چکيده:
اين مقاله در ابتدا به معرفي شهر اصفهان‌ كه‌ آنرا يكي‌ از كهن‌ترين‌ شهرهاي‌ ايران‌، به‌ قدمت‌ اين‌ سرزمين‌ خوانده‌اند، مي پردازد و به اهميت ‌اين‌ شهر در ادوار مختلف‌ اشاره مي نمايد..
سپس با معرفي زاينده‌ رود به لحاظ تاريخي ، به يکسان نبودن چهرة‌ اين ‌رودخانه‌ در طول‌ ‌ زمان ها اشاره کرده و آنرا در هر مقطعي‌ از زمان‌، داراي رنگ‌ و بويي‌ تازه‌ مي داند. در اين بخش ضمن بررسي شهر قديمي سلجوقي و شکل گيري آن در کنار زاينده رود، به بررسي شهرسازي صفوي و نقش زاينده رود در آن و ابتکار دولت صفوي در پخش آب زاينده رود در کل شهر به کمک نهر هايي با نام مادي پرداخته و ضمن بررسي مادي ها و اصول شکل گيري آنها و مقايسه اين اصول با اصول طراحي پايدار، به اصل پايداري در طراحي مادي ها مي رسد . در ادامه با بررسي باغ شهر اصفهان و باغ هاي حاشيه چهارباغ به چگونگي دستيابي به طراحي پايدار در فضاي سبز شهري به کمک مادي ها توسط دولت صفوي اشاره دارد و در نهايت به شرح وضعيت چهارباغ و باغهاي صفوي در دوران معاصر مي پردازد.


واژگان کليدي: اصفهان، فضاي سبز شهري، چهارباغ، مادي، زاينده رود

اصفهان و دستيابی به طراحی پايدار در فضای سبز شهری در دوره صفويه
درمورد شهر اصفهان‌ كه‌ آنرا يكي‌ از كهن‌ترين‌ شهرهاي‌ ايران‌، به‌ قدمت‌ اين‌ سرزمين‌ خوانده‌اند، نوشته‌ هاي‌ بسياري‌ باقيست‌ كه‌ همه‌ حكايت‌ از قدمت‌ چندين ‌هزارساله‌ و اهميت ‌اين‌ شهر در ادوار مختلف‌ تاريخ‌ دارند.
تولد شهر اصفهان به آغاز تاريخ شهري ايران زمين برمي‌گردد. استرابو جغرافي‌دان يوناني(25-58ق.م)، از آن به عنوان گابيه ياد و آن‌را به عنوان يكي از مراكز اصلي دوران هخامنشي توصيف مي كند. در دوران بعدي بطلميوس جغرافي‌دان قرن دوم ميلادي آن‌را اسپدان ناميد. سپس به سپاهان در زبان پهلوي تغيير يافت و اعراب به آن اسباهان گفتند. ياقوت حموي معتقد است اصفهان مكاني براي ملاقات سواركاران بود، در حالي كه ساير مورخان معتقدند كلمه سپاهان(ارتش‌ها) را بايد نسخه اصلي نام اين شهر در نظر گرفت.
شهر اصفهان مركز فرمانروايي شاهان ساساني و محلي براي رژه ارتش بود. پس از هجوم اعراب، اين شهر از سال 644 تا 931م. توسط خلفاي عرب اداره مي‌شد و همچون ساير نقاط كشور براي بازسازي، نياز به زمان داشت. ملك شاه( 1092-1072م.) شهر اصفهان را به‌عنوان پايتخت خاندان سلجوقي انتخاب كرد. در آن زمان مردم عمدتا" پيرامون مسجد جامع سكونت داشتند. ملك شاه، كاخ‌هاي معدودي را بنا نمود و تعدادي باغ‌هاي معروف را تاسيس نمود.
ابن‌ حوقل‌‌ اصفهان‌ را به‌ دو بخش‌ معرفي‌ مي‌كند يكي‌ موسوم‌ به‌ «يهوديه‌» و ديگري‌ موسوم‌ به ‌«شهرستان‌» و ميان‌ آنها دو مايل‌ فاصله‌ است.
«ساحل‌ رودخانة‌ زاينده‌رود در محدودة‌ شهر بوده و در زمان‌ ابن‌ حوقل‌ (قرن‌ چهارم‌ هجري‌) به ‌آسياب ها، كاخ ها و محله‌هايي‌ چون‌ «زركاباذ» و «تاجه‌» اختصاص ‌يافته ‌است‌. همچنين‌ به‌ گفتة‌ ابن‌حوقل‌ جشن ‌ها و تفريح‌ هاي‌ زيادي‌ در ساحل‌ رودخانة‌ برگذار مي‌شده‌ است»( ابن‌ حوقل‌،1366،ص‌109).
توسعة‌ باغ ها و تفرج‌گاه ‌هاي‌ سلجوقي‌ در داخل‌ باروي‌ شهر (باغ‌ نقش‌ جهان‌) و درحوالي‌ شهر تا رودخانه‌ (باغ‌ كاران‌، باغ‌ احمد سياه‌، باغ‌ بكر، باغ‌ فلاسان‌ و...) عاملي‌ بود جهت برقراری‌ ‌پيوند بين شهر اصلي‌ (يهوديه‌)، نقاط‌ پراكندة ‌ اطراف‌ شهر و رودخانه‌. اين امر همچنين باعث تقويت ‌محور زاينده‌ رود به‌ عنوان‌ محور تفريحي‌ برون‌ شهري گرديد‌.



از مطالب فوق چنين بر مي آيد که شهر قديمي در کنار زاينده رود شکل گرفته بوده و آسياب ها، کاخ ها و باغ ها را جهت استفاده از آب زاينده رود در خارج شهر و در ساحل زاينده رود مي ساخته اند.
شاه عباس شهر اصفهان را به‌عنوان پايتخت حكومتش به تمام دنيا شناساند. اين شهر با مناظر زيبا و زمين‌هاي پوشيده از باغ، همچون جواهري در ايران زمين مي‌درخشيد.
‌ شهر صفوي‌ به‌گفتة‌ «پيترو دلاواله‌» سياح‌ زمان‌ شاه عباس‌ اول‌، به‌ چهاربخش ‌اصلي تقسيم ‌مي ‌شده است و نقشي‌ را كه‌ زاينده‌رود و چهارباغ در اين‌ دوران‌ ايفا مي‌كرده اند را مي‌توان‌ با شرحي‌ از كمپفر1 مستند كرد: «سطحي‌ كه‌ توسط‌ دو محور عمود بر هم‌ خيابان‌ و رودخانه‌ به‌ چهار قسمت‌ تقسيم‌ شده‌ و با ديوارهاي‌ فرعي‌ سي ‌باغ‌ را تشكيل‌ داده‌ كه‌ قسمتي‌ ازآنها را شاه‌ به‌ بزرگان‌ و اعيان‌ واگذاشته‌ و قسمت‌ ديگر را براي‌ استفادة‌ شخصي‌ يا همگاني‌تخصيص‌ داده‌ است‌. نه‌ تنها اين‌ باغ ها به‌ پايتخت‌ رونق‌ و جلوة‌ فراواني‌ بخشيده‌، بلكه‌ خود اين ‌باغ ها از نظر اينكه‌ با عمارات‌ و قصور كوچك‌ دلربا، راهروهاي‌ پاكيزه‌، باغچه‌هاي ‌شكوفا‌، بوته‌ها و گل هاي‌ نادر دست‌ چين‌ و همچنين‌ انواع‌ و اقسام‌ آبگيرها و فواره ‌ها آراسته‌ شده ‌است ‌حكم‌ بهشت‌ روي‌ زمين‌ را دارد و قلم‌ از وصف‌ آنها عاجز مي‌ماند»( كمپفر، ا،1360، ص‌ 196). بنابراين‌ مي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ عملكردي‌ كه‌ از دو محور اصلي‌ شهر (چهارباغ‌ وزاينده‌رود) و اتصال‌ آن‌دو با يكديگر پديد مي‌آيد، عملكردي تفريحي‌، عمومي‌، خصوصي‌ و سلطنتي‌ است‌.

از مطالب فوق چنين مي توان استنتاج کرد که دولت صفوي در ايجاد شهر جديد با تکيه بر اصولی که اکنون ما آنها را به عنوان اصول طراحی پايدار به کار مي بريم، ابتدا با شناسايي كامل مكان(سايت) شامل خصوصيات شهر قديم و عوامل بالقوه سايت که مهمترين آنها زاينده رود مي باشد ، بدون ايجاد خرابي و آسيب ، با حل کردن شهر جديد در محيط‌ پيرامون‌ ‌، آنرا در توافق‌ كامل‌باطبيعت‌قرارمي‌دهد و با ايجاد حياط هاي داخلي و ميدان ها و باغ ها علاوه بر تبديل شهر اصفهان به باغ شهر باعث نفوذ طبيعت به داخل شهر گرديده است ؛تا آنجا که تاورنيه در سفرنامه خود اصفهان را چنين توصيف کرده است : «محيط‌ شهر اصفهان‌ به‌ انضمام‌ محلات‌ خارج‌ از شهر، از پاريس‌ كوچكتر نيست‌. اما جمعيتش‌ ده‌ برابر كمتر است‌ و نبايد تعجب‌ كرد كه‌ شهر به‌ اين‌ بزرگي‌ اين‌ قدر كم‌ جمعيت‌ دارد.براي‌ اينكه‌ هرخانواده‌ يك‌ خانة‌ جداگانه‌ و هر خانه‌ يك‌ باغ‌ مخصوص‌ دارد بنابراين‌ فضاي‌خالي‌ از سكنه‌ بسيار است‌. از هرسمت‌ كه‌ به‌ طرف‌ اصفهان‌ بروند اول‌ مناره‌هاي‌ مساجد و بعد درختان‌ خانه‌ها نمودار مي‌شوند، به‌ طوري‌ كه‌ از دور اصفهان‌ به‌ جنگل‌ بيشتر شباهت‌ دارد تا به‌يك‌ شهر». ( تاورنيه‌، 1363، ص‌ 64).
شناسايي سايت و نفوذ طبيعت به داخل بصورت دو مفهوم ارتباط با طبيعت و مفهوم مکان در اصول طراحي پايدار مطرح گرديده است و دولت صفوي با رعايت اين اصول به طراحي پايدار در شهرسازي اصفهان دست يافت که همچنان آثار آن باقي است.

دولت صفوي با وقوف به اين اصل که جهت پايداري هر باغ يا فضاي سبزي مي بايست در مرحله اول تأمين آب آن پايدار باشد، با تکيه بر اصل مفهوم مکان و شناسايي سايت، با کمک گرفتن از آب زاينده رود و شيب زمين و ايجاد نهرهايي منشعب از زاينده رود که کل شهر را پوشش مي داده و مادي نام داشته است، مشکل تأمين آب را حل کرده اند که در بخش بعدي به تشريح آن خواهيم پرداخت

مادي‌ها در دوران‌ صفويه‌
در زمان‌ صفويه‌ بر اثر رشد جمعيت‌ و توسعه‌ شهر و نياز بيش‌ از پيش‌ به‌ آب‌، براي‌ تقسيم‌آب‌ زاينده‌رود از وجود دانشمند معروف‌ شيخ‌ بهايي‌ استفاده‌ نمودند. طومار شيخ‌ بهايي‌ درسال‌ 923 هجري‌ قمري‌ در زمان‌ شاه‌ طهماسب‌ صفوي‌ تنظيم‌ و مورد استفاده‌ قرار گرفت‌.
«تقسيم‌ آب‌ زاينده‌رود كه‌ به‌ نام‌ طومار منسوب‌ به‌ شيخ‌بهايي‌ معروف‌ است‌ و يگانه ‌تقسيم‌ نامه‌ كامل‌ برجاي‌مانده‌ از زمان هاي‌ دور در مورد بهره‌گيري‌ از آب‌ اين‌ رودخانه‌ محسوب‌مي‌شود، شامل‌ يك‌ صفحه‌ (حكم‌ شاه‌ و روش‌ محاسبه‌ و مديريت‌ آن‌)، دو صفحه‌ قواعدكلي ‌اجرايي‌، و 24 صفحه‌ ريزحقابه‌هاي‌ بلوكات‌ وروستاهاي‌ مختلف‌ حوزه‌آبخور رودخانه‌ وجمعاً 27 صفحه‌ است»‌( حسيني‌ابري،ح،1379،ص5‌). بر اساس‌ اين‌ تقسيم ‌نامه‌، آب‌ رودخانه‌ طي‌ چهارمرحله‌ تقسيم‌ به‌ آخرين‌ سطوح‌ اراضي ‌آبخور آن‌ مي‌رسد.
مهمترين اثر مادي ها در ايجاد فضاي سبز پايدار را در خيابان چهارباغ و شکل گيري باغ هاي صفوي در کنار آن مي توان مشاهده کرد که در بخش بعدي به شرح آن خواهيم پرداخت.



چهارباغ و باغات آن در دوران صفوی و تخريب آنها در دوران معاصر
اين ‌خيابان‌ كه‌ به ‌شكل‌ بلواري‌ از مقابل‌ عمارت‌ جهان ‌نما شروع‌ مي‌شده ‌و با گذر از سي‌ وسه‌ پل‌ به‌ باغ‌ هزارجريب‌ مي‌رسيده است. در وسط‌ خيابان‌ چهارباغ‌ يك‌ نهر، تمامي‌ طول‌ آنرا طي‌ مي‌كرده كه‌ در فواصل‌ معين‌ داراي‌ حوض هايي‌ با فواره ‌هاي‌ مرمرين‌ بوده و با توجه‌ به‌ شيب‌ خيابان ‌چهارباغ‌ آبريزهاي‌ كوچكي‌ نيز در اين ‌نهر وجود داشته است ‌كه ‌به ‌زيبايي ‌خيابان‌ مي‌افزوده است.
«باغ هاي‌ خيابان‌ چهارباغ‌ داراي‌ ديوارهاي‌ صاف‌ و منظمي‌ بوده‌ است‌ كه‌ مورد توجه‌ پيترو دلاواله‌ قرار گرفته‌ و دوبار در سفرنامة‌ خود بدان‌ اشاره‌ مي‌كند.
ديوارها به‌ صورت‌ مشبك‌ بوده‌ است‌ و عابرين‌ مي‌توانسته‌اند فضاي‌ مشجر و با طراوت ‌و پرگل‌ باغ ها، حوض ها، فواره ‌ها، آبشارها و كوشك ‌مركزي‌ آنها را‌ به‌شكلي‌ مبهم‌، برانگيزاننده‌ ودعوت‌ كننده‌ به‌ بيرون‌ ببيند.»(انصاري،م، 1380، ،صص207و209).

«تاريخ‌ عالم‌ آراي‌ عباسي‌ در طرح‌ اولية‌ چهارباغ‌ از جوي‌ آب‌ در دو طرف‌ خيابان‌ نام‌برده‌ است‌ و اشاره‌اي‌ به‌ نهر وسط‌ خيابان‌ نكرده‌ است‌. البته‌ اين‌ خبر ناقض‌ وجود نهر در وسط‌ خيابان‌ نيز نيست‌.
در سفرنامة‌ تاورينه‌ (شش‌سفر: 1038-1105 هـ.ق‌) از نهر بزرگي‌ كه‌ از كوشك ‌جهان‌نما شروع‌ شده‌ و در تمام‌ طول‌ خيابان‌ تا پل‌ امتداد يافته‌ نام‌ برده‌ است‌. وجود نهر وسط ‌چهارباغ‌ كه‌ از سنگ‌ تراش‌ ساخته‌ شده‌ است‌ در اكثر سفرنامه‌ها و تواريخ‌ آمده‌ و تصاوير وعكس‌ هاي‌ موجود نيز آن‌ را اثبات‌مي‌كنند» ( انصاري،م، 1380،ص197).

اما متأسفانه‌ از شكوه‌ و زيبايي‌ اين‌ خيابان‌ در حال‌ حاضر جز نام‌ و سايه‌ چيزي‌ باقي ‌نمانده‌ است‌. زيرا اين‌ خيابان‌ از سال‌ 1311 هجري‌ قمري‌ در زمان‌ ظل‌ السلطان‌ كه‌ از طرف ‌ناصرالدين‌ شاه‌ قاجار حاكم‌ اصفهان‌ بوده شروع‌ به‌ تغيير شكل‌ داده است. ظل‌ السلطان‌ به‌ علت‌ كسري ‌بودجه‌ و سودجويي‌، باغ هاي‌ اطراف خيابان‌ چهارباغ‌ و حتي‌ فواره ‌هاي‌ مرمرين‌ داخل‌ آب‌ نماها را فروخت‌ و بسياري‌ از فضا هارا تخريب‌ كرد و درختان‌ چنار را قطع‌ كرد.
اما تخريب هاي‌ اصلي‌ اين‌ خيابان‌ و تغيير ساختار كلي‌ اين‌ خيابان‌ در زمان‌ شاهنده‌ شهردار اصفهان‌ در زمان‌ رضا شاه‌ رخ‌ داد. در اين‌ زمان‌ بسياري‌ از كوشك ‌ها، سردرهاي‌ اطراف‌ خيابان‌ چهارباغ‌ و درون‌ باغ ‌هاي ‌مختلف‌ كه‌ به‌ مخروبه‌ تبديل‌ شده‌ بود فروخته‌ شدند و سردرها و ديوارهاي‌ اطراف‌ خيابان ‌همگي‌ تخريب‌ شد و به‌ جاي‌ آنها ‌ مغازه ‌ها و آپارتمان ‌های متعددی ساخته‌ شد. همچنين‌ يكي‌ ديگر ازتخريب هاي‌ بزرگ‌ اين‌ زمان‌، از بين‌ بردن‌ تمام‌ حوض ها و آب ‌نما ها و بالاآوردن‌ كف‌ خيابان ‌چهارباغ‌ و مدفون‌ كردن‌ خيابان‌ اصلي‌ چهارباغ‌ در زير خروارها خاك‌ بود.
از مطالب بالا چنين بر مي آيد که در دوران معاصر با از بين بردن نهر مياني و دو نهر کناری و قطع نهر جوب شاه و فدن از محل ورود به چهارباغ و همچنين بالا آوردن سطح خيابان، پايداری در استفاده از آب جهت باغات و درختان چهارباغ از بين رفته است و لذا خود بخود اين باغ ها نابود شده اند و از آن درختان چنار تنومند جز چند نمونه نادر اثری باقی نمانده است.
اين روند تخريب براي ساير مناطق اصفهان نيز ادامه يافت و نقش مادي ها به عنوان انتقال دهندگان اصلي آب زاينده رود به باغ شهر اصفهان فراموش گرديد و با خشک شدن يا کم آب شدن مادي ها فضاي سبز پايدار حاشيه آنها نيز نابود گرديد.



نتيجه گيري:
دريدا در يکي از نوشته هاي خود يادآور شده که هر متن، خود مقدمه اي است براي قرابت متن هاي بي شمار. دريدا مي گويد که استقلال متن ادعايي است واهي، زيرا که فضاي هر متن تداعي کننده متون پيشين و درآمدي به سوي متون ديگر است. شهر اصفهان نيز متني مستقل نمي باشد، متني است که در طول هزاران سال و توسط دولت ها و حکومت هاي متعدد شکل گرفته است. صفويه شهر سلجوقي را در کنار رودخانه زاينده رود به ارث بردند و بر آن شدند تا اين شهر را به پايتختي در خور دولت صفوي تبديل کنند لذا شهر جديدي در کنار شهر سلجوقي ايجاد کردند و آنرا از طريق بازار به شهر قديم سلجوقي وصل نموده و ميدان نقش جهان و مسجد جامع عباسي را با عظمت تر از ميدان عتيق سلجوقي و مسجد جامع عتيق در شهر جديد احداث کردند و با نفوذ رودخانه به داخل شهر و احداث باغ هاي متعدد اصفهان را به باغ شهر تبديل کردند . اين اعمال باعث شد که شهر جديد صفوي در عين حاليکه تداعي کننده متون پيشين است به درآمدي براي متون آينده تبديل گردد و شهر کنوني مطابق با همان الگوي صفوي با فرض محور چهارباغ به عنوان محور مصنوع و محور زاينده رود به عنوان محور طبيعي که شاخه هاي آن در شهر جاريست توسعه يابد.
ليکن همان گونه که والتر بنيامين در مقاله مشهور خود با عنوان«اثر هنري در عصر بازتوليد مکانيکي» اشاره دارد که شيوه هاي مدرن توليد و بازتوليد فن آورانه از آن طريق، ايده هاي مطرح در خصوص ارزش زيبايي شناسانه اثر هنري را از بين برده اند، ساخت و سازهاي جديد که بيشتر تحت تأثير مکالمه با معماري غربي شکل گرفته اند باعث تغيير در متن و ضعيف شدن قدرت تداعي آن از متون گذشته گرديده است .

منابع

1- ابن‌ حوقل‌،1366، سفرنامه ابن حوقل،مترجم: جعفر شعار، تهران، انتشارات اميرکبير
2- انصاري،مجتبي، 1380، ارزشهاي باغ ايراني(صفوي-اصفهان)، رساله دکتري،رشته معماري، دانشگاه تهران،دانشکده هنرهاي زيبا
3- تاورنيه‌، سفرنامه تاورنيه 1363،ابوتراب نوري،تهران،کتابخانه سنايي
4- حسيني‌ابري،حسين،1379، مديريت سنتي آب زاينده رود، بحثي در دانش بومي ايران،اصفهان،دانشگاه اصفهان- مرکز اطلاع رساني
5- كمپفر، انگلبرت،1360، سفرنامه کمپفر،مترجم:کيکاووس جهانداري، تهران، انتشارات خوارزمي‌
6- صابر ، حميد، 1382، پل در گذر زمان، دانشگاه آزاد اسلامي –واحد خوراسگان،دانشکده هنرو معماري